به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، دکتر محمد باغستانی، مدیر گروه و عضو هیأت علمی گروه هنر و تمدن اسلامی این پژوهشکده، در دهمین پیام خود با عنوان «روز دهم: روز ظهور یاوران امام(ع) در ایرانِ جان»، پرونده «ده پیام حکمرانی بایسته» را با نگاهی به افقهای تمدنی عاشورا بست.
دکتر باغستانی در ابتدای این یادداشت، عاشورا را نه یک واقعهی محصور در زمان، که آغازی برای «نوزایی جانها» دانسته و تصریح کرده است: «عاشورا، پایان نیست؛ بلکه آغازِ یک خونِ تازه در رگهای تاریخ است.» وی بر اساس آموزههای امام حسین(ع)، «ایمان» و «اقدام» را دو بال پرواز جامعه انسانی معرفی کرده و معتقد است درس بزرگ اباعبدالله(ع) به مردم، حرکت از مرحله ایمان قلبی به میدان اقدامِ عملی برای حقطلبی است.
شکستنِ طلسمِ ۱۴ قرن سکوت
این عضو هیأت علمی پژوهشکده اسلام تمدنی با اشاره به فریاد «هل من ناصر» امام حسین(ع) در صحرای کربلا، به یک واقعیت تاریخی تلخ اما تأملبرانگیز اشاره میکند: «عاشوراها از پی هم آمدند، اما این فریاد امام(ع) لبیکِ درخوری نشنید.» به زعم او، چهارده قرن تاریخ بشر در انتظار لبیکی بود که بتواند نظامِ استبدادی و زوربنیاد را به چالش بکشد.
دکتر باغستانی، نقطه عطف این تاریخ را انقلاب اسلامی ایران میداند و مینویسد: «سرانجام هموطنان سلمان فارسی در ۴۷ سال پیش، خیابانهای ایران را پر از لبیکگویی به یکی از فرزندان امام(ع) کردند.» وی این واقعه را زلزلهای در سپهر حکمرانی جهان غرب توصیف میکند که برای اولین بار پس از قرنها، الگویی از «حکمرانی مردمپایه» را در مقابل «حکمرانی زوربنیاد» قرار داد.
نبرد با «بتپرستیِ مدرن»
یکی از محورهای کلیدی یادداشت دکتر باغستانی، تحلیل تقابل انقلاب اسلامی با هژمونی غرب است. وی «غربپرستی» را بزرگترین مظهر «بتپرستیِ تاریخ بشر» دانسته و معتقد است ایرانجان با الهام از فرهنگ عاشورایی، هجومی بیامان به این بتوارههای مدرن آغاز کرده است.
این پژوهشگر اسلام تمدنی تأکید میکند: «مردم ایران با مقاومت عاشورایی خود، بر خصم خونخوار آسیبهای جدی وارد کردند و هیبت او را در جهان فرو ریختند.» وی این مقاومت را نه صرفاً یک کنش سیاسی، بلکه پاسخی به ندای امام حسین(ع) برای دفاع از «حق انسان در تعیین سرنوشت خود» میداند؛ حقی که امام(ع) برای آن جان داد اما از آن عدول نکرد.
عاشورا؛ کلاسِ «نوزایی جانها»
دکتر باغستانی در بخش پایانی یادداشت خود، عاشورا را نه یک سوگواری صرف، که مکتبِ نوزاییِ جانها معرفی میکند. وی تأکید دارد که امروز «ایرانجان» در جایگاهی قرار دارد که باید با حفظ این روحیه عاشورایی، الگوی تمدنی خود را بیش از پیش تقویت کند.
او در نهایت تصریح میکند که عاشورا کلاسِ درسی است که یاوریِ امام(ع) را در «اقدامِ حکیمانه» و «مشارکت مردمپایه» معنا میکند؛ چرا که عاشورایِ امروز، عرصه حضور کسانی است که به حکمِ دفاع از حق، در برابر حکمرانیهای زوربنیاد ایستادهاند و برای ساختنِ تمدنی نوین، جانفشانی میکنند.