به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علیمه قم، به مناسبت اول خرداد، سالروز بزرگداشت صدرالمتألهین شیرازی، دکتر سیدمجید ظهیری، رئیس پژوهشکده اسلام تمدنی و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با اشاره به اهمیت اندیشههای این فیلسوف بزرگ جهان اسلام، تأکید کرد: حکمت متعالیه تنها یک میراث فلسفی تاریخی نیست، بلکه ظرفیتی زنده و راهبردی برای پاسخ به نیازهای فکری و تمدنی جهان معاصر به شمار میرود.
وی با بیان اینکه بزرگداشت ملاصدرا صرفاً تکریم یک چهره علمی نیست، اظهار داشت: این مناسبت در حقیقت فرصتی برای تجدید عهد با سنتی تمدنساز از تفکر است؛ سنتی که در آن عقلانیت، وحی، شهود و برهان نه در تقابل با یکدیگر، بلکه در منظومهای واحد و متعالی به هم پیوند میخورند.
به گفته دکتر ظهیری، ملاصدرا را باید از بزرگترین معماران حیات عقلی در جهان اسلام دانست؛ فیلسوفی که با تأسیس حکمت متعالیه افقی تازه برای فهم نسبت میان انسان، جهان و حقیقت گشود و توانست میراث فلسفی، عرفانی و قرآنی را در دستگاهی منسجم و پویا گرد آورد.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به جایگاه حکمت در اندیشه اسلامی تصریح کرد: حکمت در بنیادینترین معنا صرفاً دانشی نظری یا ذهنی نیست، بلکه راهی برای کشف نسبت صحیح میان هستی، انسان و غایت زندگی است. حکمت عقل را از سطح محاسبهگری ابزاری فراتر میبرد و آن را به مرتبه هدایتگری برای زیست فردی و اجتماعی ارتقا میدهد.
وی افزود: در شرایطی که جهان امروز با نوعی پراکندگی معرفتی، بحران معنا و سلطه الگوهای تقلیلگرای مادی مواجه است، بازگشت به حکمت به معنای بازگشت به نگاه جامع، غایتمند و حقیقتمحور به زندگی و جامعه است. از همین رو، سخن گفتن از ملاصدرا تنها یادآوری یک شخصیت تاریخی نیست، بلکه پاسخ به یک نیاز معاصر و آیندهساز است.
دکتر ظهیری با اشاره به دستاوردهای نظری حکمت متعالیه گفت: مفاهیمی همچون اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری و تفسیر وجودی از نفس انسان از جمله قلههای این مکتب فلسفی هستند که هر یک ظرفیتهای گستردهای برای فهم پویایی عالم و تکامل انسان دارند.
وی ادامه داد: این مباحث صرفاً مسائل انتزاعی یا مدرسهای نیستند، بلکه در صورت امتداد صحیح میتوانند مبانی نظری برای تحلیل تحولات تاریخی، فهم پویایی جامعه، تربیت انسان، عدالت اجتماعی و نسبت میان ماده و معنا فراهم کنند.
این استاد دانشگاه همچنین با تأکید بر ضرورت امتداد حکمت در عرصه حکمرانی اظهار داشت: امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند آن هستیم که حکمت متعالیه از سطح مباحث نخبگانی فراتر رود و در عرصه حکمرانی عقلانی و نظامسازی توحیدی حضور فعال پیدا کند.
وی توضیح داد: حکمرانی عقلانی صرفاً به معنای کارآمدی مدیریتی یا مهارتهای اجرایی نیست، بلکه به معنای طراحی ساختارها، نهادها و سیاستها بر اساس فهمی عمیق از حقیقت انسان، مراتب نیازهای او و غایات زندگی اجتماعی است.
دکتر ظهیری تأکید کرد: جامعهای که بر مبانی حکمی بنا شود نه در دام تکنوکراسی بیروح گرفتار میشود و نه به احساسگرایی و سطحینگری دچار خواهد شد، بلکه عقلانیتی ریشهدار و معنویتمدار را مبنای تصمیمگیریهای کلان قرار میدهد.
وی در ادامه به موضوع نظامسازی توحیدی اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین الزامات عبور از مرحله مقاومت و تثبیت به مرحله پیشرفت و تمدنسازی، طراحی نظام اجتماعی بر پایه جهانبینی توحیدی است. توحید تنها یک اصل اعتقادی در حوزه فردی نیست، بلکه باید در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی نیز تجلی یابد.
به گفته این پژوهشگر حوزه اندیشه اسلامی، بدون برخورداری از مبانی حکمی، نظامسازی ممکن است به تقلید از الگوهای بیگانه یا فروکاستن مفاهیم دینی به شعارهای غیرکارآمد بینجامد. حکمت متعالیه میتواند با ظرفیت عظیم خود به عنوان یکی از پشتوانههای معرفتی برای این نظامسازی عمل کند و میان مبانی الهی، نیازهای تاریخی و اقتضائات تمدنی پیوند برقرار سازد.
دکتر ظهیری همچنین درباره نسبت حکمت با تمدن نوین اسلامی تصریح کرد: تمدن صرفاً مجموعهای از ابزارها، فناوریها و ساختارهای اداری نیست، بلکه تجلی یک جهانبینی در صورت زندگی جمعی است. اگر قرار است تمدنی نوین بر پایه اسلام شکل بگیرد، این تمدن نیازمند پشتوانهای عمیق از حکمت است؛ حکمتی که بتواند هم به پرسشهای بنیادین پاسخ دهد و هم در عرصههای قانون، سیاست، فرهنگ و آموزش ترجمه شود.
وی افزود: در این مسیر، تأکیدهای رهبر شهید انقلاب بر ضرورت تعمیق مبانی فکری و پیوند اندیشه با ساخت اجتماعی اهمیت ویژهای دارد. ایشان بارها بر این نکته تأکید داشتند که انقلاب اسلامی برای استمرار و بالندگی خود نیازمند عقلانیتی متکی بر معارف الهی و پشتوانه نظری مستحکم است.
این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی خاطرنشان کرد: هر اندازه پیوند میان حکمت، انقلاب و نظام اجتماعی عمیقتر فهم و عملیاتی شود، امکان تحقق الگوی پیشرفت اسلامی و شکلگیری تمدن نوین اسلامی نیز واقعیتر و دستیافتنیتر خواهد شد.
وی در پایان تأکید کرد: بزرگداشت ملاصدرا زمانی درخور شأن او خواهد بود که از حد تکریم تاریخی فراتر رود و به بازخوانی مسئولیت امروز ما بینجامد؛ مسئولیتی برای احیای حکمت در عرصه اندیشه، آموزش، سیاستگذاری و نهادسازی.
ظهیری تصریح کرد: ملاصدرا با نظریه حرکت جوهری نشان داد که عالم در حرکت و اشتداد است و انسان نیز میتواند در مسیر تعالی، مراتب بالاتری از کمال را تجربه کند. این منطق تعالی اگر در عرصه اجتماعی و تمدنی امتداد یابد، میتواند الهامبخش حرکتی نو برای عبور از پراکندگی و انفعال و حرکت به سوی خودآگاهی تمدنی، حکمرانی عقلانی و شکلگیری نظمی توحیدی باشد.
به گفته وی، روز بزرگداشت ملاصدرا در واقع یادآور یک افق بزرگ است؛ افقی که در آن حکمت، حکمرانی و تمدن در پیوندی عمیق با یکدیگر قرار میگیرند.