به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، سیدمجید ظهیری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی درخصوص حکمت ملاصدرا شیرازی اظهار کرد: روز بزرگداشت صدرالمتألهین شیرازی، تنها پاسداشت یک فیلسوف بزرگ نیست، بلکه تجدید عهد با سنتی زنده و تمدنساز از تفکر است، سنتی که در آن، عقلانیت، وحی، شهود و برهان در تعارض با یکدیگر قرار نمیگیرند، بلکه در منظومهای متعالی به وحدت میرسند. ملاصدرا را باید از بزرگترین معماران حیات عقلی در جهان اسلام دانست، حکیمی که با تأسیس و تبیین حکمت متعالیه، افقی نو برای فهم انسان، جهان، جامعه و نسبت آنها با حقیقت گشود.
وی افزود: اهمیت حکمت در بنیادینترین معنا در آن است که صرفاً دانشی نظری و ذهنی نیست، بلکه راهی برای کشف نسبت صحیح میان هستی، انسان و غایت زندگی است. حکمت، عقل را از سطح محاسبهگری ابزاری فراتر میبرد و آن را به مرتبه هدایتگری برای زیست فردی و جمعی میرساند. در جهانی که گرفتار پراکندگی معرفتی، بحران معنا و سلطه الگوهای تقلیلگرای مادی است، بازگشت به حکمت، بازگشت به جامعنگری، غایتمندی و حقیقتمحوری است و از همینرو، سخن گفتن از ملاصدرا، سخن گفتن از یک میراث تاریخی صرف نیست، بلکه سخن گفتن از یک نیاز امروز و آیندهساز است.
ظهیری با بیان اینکه، حکمت متعالیه در بلندای یافتههای خود توانست دوگانههای رایج را درهم بشکند و از دل میراث فلسفی، عرفانی و قرآنی، دستگاهی منسجم و پویا پدید آورد، تصریح کرد: اصالت وجود، تشکیک وجود، حرکت جوهری، تفسیر وجودی از نفس انسان و نگاه غایتمند و هماهنگ به نفسشناسی و هستیشناسی تنها شماری از قلههای این مکتب سترگاند. این یافتهها صرفاً مباحثی انتزاعی و مدرسهای نیستند، بلکه هر یک میتوانند در صورت امتداد صحیح، مبانی نظری برای فهم پویایی جامعه، تکامل تاریخی، تربیت انسان، عدالت، نسبت ماده و معنا و ساخت اجتماعی متناسب با توحید را فراهم آورند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند آن هستیم که حکمت متعالیه از ساحت آموزش و مباحث نخبگانی فراتر رود و در عرصه حکمرانی عقلانی و نظامسازی توحیدی امتداد یابد. اگر حکمت، فهم صحیح از انسان و عالم را به ما میدهد، طبیعی است که اداره جامعه نیز نمیتواند از این مبانی بینیاز باشد.
وی تصریح کرد: حکمرانی عقلانی صرفاً به معنای فن مدیریت یا کارآمدی اجرایی نیست، بلکه به معنای طراحی و تدبیر ساختارها، سیاستها و نهادها براساس فهمی عمیق از حقیقت انسان، مراتب نیازهای او، غایات حیات اجتماعی و نسبت دنیا با آخرت است. جامعهای که بر مبانی حکمی بنا شود، نه در دام تکنوکراسی بیروح میافتد و نه به احساسگرایی و سطحینگری دچار میشود، بلکه عقلانیتی ریشهدار، معنویتمدار و عدالتگستر را مبنای تصمیمسازی قرار میدهد.
ظهیری با بیان اینکه در این چارچوب، نظامسازی توحیدی یکی از ضروریترین لوازم عبور از مرحله مقاومت و تثبیت به مرحله پیشرفت و تمدنسازی است، تأکید کرد: توحید تنها یک اصل کلامی یا اعتقادی در ساحت فردی نیست، بلکه باید در هندسه نهادها، روابط اجتماعی، الگوی اقتصاد، فرهنگ، تعلیم و تربیت و مناسبات قدرت تجلی یابد.
وی گفت: بدون مبانی حکمی، نظامسازی گرفتار تقلید از الگوهای بیگانه یا فروکاستن مفاهیم دینی به شعارهای غیرمولد خواهد شد. حکمت متعالیه میتواند با ظرفیت عظیم خود بهمثابه یکی از پشتوانههای معرفتی این نظامسازی عمل کند و میان مبانی الهی، نیازهای تاریخی و اقتضائات تمدنی پیوند برقرار کند.
عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی افزود: حرکت بهسوی تمدن نوین اسلامی نیز بدون احیای عقلانیت حکمی و تولید دستگاههای فکری متناسب با آن، راهی دشوار و بلکه ناممکن خواهد بود. تمدن، صرفاً انباشت ابزار، فناوری و ساختارهای اداری نیست، بلکه تجلی یک جهانبینی در صورت زندگی جمعی است. اگر قرار است تمدنی نوین بر پایه اسلام شکل گیرد، این تمدن محتاج پشتوانهای عمیق از حکمت است؛ حکمتی که بتواند هم به پرسشهای بنیادین پاسخ دهد و هم امکان ترجمه خود را در قانون، سیاست، آموزش، فرهنگ و سبک زندگی پیدا کند. از این منظر، یادکرد ملاصدرا، یادکرد یکی از ستونهای عقلانی امکان تمدنسازی اسلامی است.
ظهیری با اشاره به تأکیدهای رهبر شهید انقلاب بر اهمیت حکمت، ضرورت تعمیق مبانی فکری و لزوم حرکت از سطح اندیشه به عرصه ساخت و اداره جامعه تصریح کرد: ایشان با نگاهی ژرف و آیندهنگر بارها بر این حقیقت پای فشردند که انقلاب اسلامی برای استمرار، بالندگی و تمدنسازی، نیازمند پشتوانه نظری نیرومند، عقلانیت متکی بر معارف الهی و طراحی کلان بر پایه جهانبینی توحیدی است. این تأکید در واقع نشان میدهد که نسبت حکمت با انقلاب و جامعه نسبتی تشریفاتی و حاشیهای نیست، بلکه نسبتی بنیادین و راهبردی است و هر اندازه این پیوند عمیقتر فهم و عملیاتی شود، امکان تحقق الگوی پیشرفت اسلامی و شکلگیری تمدن نوین اسلامی نیز واقعیتر خواهد شد.
وی گفت: بزرگداشت ملاصدرا اگر بخواهد درخور نام او باشد، باید از حد تکریم تاریخی فراتر رود و به بازخوانی مسئولیت امروز ما بینجامد؛ مسئولیت احیای حکمت در ساحت اندیشه، آموزش، سیاستگذاری و نهادسازی. اکنون زمان آن است که حوزههای علمیه، دانشگاهها، مراکز راهبردی و نخبگان فرهنگی و اجتماعی با گفتوگویی عمیق و روشمند ظرفیتهای حکمت متعالیه را برای پاسخ به مسائل نوپدید و برای ساخت آیندهای در تراز آرمانهای اسلامی فعال کنند.
ظهیری بیان کرد: ملاصدرا به ما آموخت که حقیقت، ایستا و بینسبت با حیات انسان نیست. عالم، در حرکت و اشتداد است و انسان نیز میتواند در مسیر کمال، مراتب برتر حیات را تجربه کند. این منطق اگر در ساحت اجتماعی و تمدنی امتداد یابد، میتواند الهامبخش حرکتی نو برای عبور از پراکندگی، تقلید و انفعال به سوی خودآگاهی تمدنی، حکمرانی عقلانی و بنای نظمی توحیدی باشد. از اینرو، روز بزرگداشت ملاصدرا، تنها روز تکریم یک فیلسوف نیست، بلکه روز یادآوری یک افق بزرگ است: افق پیوند حکمت، حکمرانی و تمدن.