به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، یکی از مهمترین عناصر فرهنگ جهانی در فرایند تمدن ایرانی اسلامی زمینهسازی برای فرهنگ مقاومت آن هم در مقیاس جهانی است؛ مقاومت جهانی یک مقاومت جامع و جهانشمولی است که برخاسته از یک رنج جهانی مشترک («رنج از نداشتههای مشترک» و «رنج برای کسب آرمانهای مشترک»)، زبان مشترک جهانی و منطق و ادبیات مشترک اعتراض به ظلم فراگیری که نسبت به انسان معاصر رخ داده، و نیز برخاسته از وحدت و کثرت توأمان مقاومت در مقیاس جهانی است.
به بیان دیگر مقاومت جهانی اسلامی در ایران زمانی رخ میدهد که اولاً جهان اسلام و بلکه فراتر جهان انسانی معاصر رنجور از رنجهای مشترک جهانی باشند و نسبت به این رنج حاصل شده، فهم و درک لازم را داشته باشد. این رنج جهانی هم باید معطوف به نداشتهها و فقدانهای بزرگی باشد که انسان امروز از نبود آن رنج میبرد (رنجهای عظیم از رنجهای عدمی بزرگ)، و هم اینکه این رنج جهانی باید معطوف باشد به اهداف بزرگ، به رهایی انسان از زنجیرهای بزرگ، و معطوف باشد به آزادی و عدالت جهانی (رنجهای عظیم برای رنجهای وجودی بسیار بزرگ).
ثانیاً باید این مقاومت، زبان مشترک و همافزا داشته باشد، منطق مشترکی در ستیز با نظام سلطه داشته باشد، و ارتباطات زبانی آن مایه غنیسازی معنایی مقاومت در عرصههای مختلف معرفتی و زمینههای مختلف فرهنگی و تمدنی باشد (فلسفه جهانی مقاومت).
و سوم اینکه، این مقاومت نه فقط باید برخوردار از وحدت ساحات باشد، بلکه باید برخوردار از تنوع ساحتها و تکثرها و تراکمها باشد. مراد از تنوع ساحتها این است که مقاومت بهجای تقلیل همه مقاومت به یک عرصه، به یک فرهنگ، و به یک شکل و شمایل، باید ظرفیتهای متنوع، پیچیده، و تودرتویی داشته باشد تا بتواند در لایههای مختلف و در ابعاد گوناگون، هیولای نظام سلطه را همه جا و همه جور به چالش بکشاند و همه سَرهای سلطه را بتواند همزمان قطع کند. تا زمانی که این تنوع و این گوناگونی در اشکال مقاومت نتواند برای نظم جهانی حاکم بر دنیای امروز چالشی خلق بکند، مقاومت نمیتواند در سطح کلان تمدنی ظاهر شود و احیاناً راهی برای صورتبندی تمدن نوین انسانی و اسلامی بگشاید.
آنچه در این باره انقلاب اسلامی ایران خلق کرده، درآمد محسوس و ملموسی از حس مقاومت مشترک، حقوق انسانی مشترک، دیپلماسی و گفتوگوی مشترک بین طرفهای مقاومت، ایجاد جبهه مشترک در جوامع مقاومت و زمینهسازی برای نظامواره مشترک در عرصه جهانی مربوط به مقاومت بوده است، و البته آنچه باقی مانده است، توسعه و تعمیق روح مقاومت در همه جای جهان و ایجاد یک نظام ارتباطی بین همه مستضعفان دنیا، و خلق یک فلسفه واقعی برای زندگی و باور به ایستادگی، استقامت و آزادی است.