به گزارش روابط عمومی دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، به بهانه تاسیس نشر دفتر تبلیغات اسلامی گفت وگو میکنیم با دکترمحمدباقر انصاری، مدیرعامل و رئیس این مرکز نشر ـ که خود از شخصیتهای علمی و فرهنگی و خوشسابقه در عرصه مدیریت نشر کشور است ـ گفتگویی کردهایم که در ادامه، تقدیم میشود.
جناب آقای دکتر انصاری، انتصاب شما به مدیرعاملی و ریاست مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی در حالی رقم خورد که سالها تجربه مدیریت نشر در سطح ملی داشته و دارید؛ گذشته از کتابهای پرشماری که تا امروز با عنوان سرویراستار یا ویراستار در پدیدآیی آن نقش داشتهاید، بیش از پنجهزار عنوان کتاب منتشر کردهاید و صدها جایزه ملی و بینالمللی در کارنامه شما ثبت شده است. اما این بار، مسئولیت در نهادی است که خود از ارکان اصلی تولید علوم انسانی و اسلامی در کشور بهشمار میآید. احساس و نگاه شما در آغاز این دوره چیست؟
آغاز مسیر جدید در یک نهاد ریشهدار
برای من این مسئولیت صرفاً یک جابهجایی مدیریتی نبود؛ ادامه یا بازگشت به خانهای بود که با آن بیگانه نبودهام. من به سبب تعهد استخدامی، کاملاً با فضای دفتر تبلیغات اسلامی از نزدیک آشنا هستم؛ با ساختار علمی آن، با پژوهشکدهها، با ظرفیتهای دانشی و با اتمسفر فکری و فرهنگی آن.
مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی، امروز در شمار سه ناشر بزرگ علوم انسانی و اسلامی ایران عزیز است؛ نه فقط بهلحاظ تعداد عناوین، بلکه از حیث اثرگذاری علمی، شبکه نویسندگان، و اعتبار دانشگاهی و حوزوی. این جایگاه بهسادگی بهدست نیامده است؛ حاصل چند دهه کار پیوسته، سختکوشی پژوهشگران و مدیریتهای پیشین است.
آنچه من در آغاز کار به آن فکر میکنم، نه حفظ وضع موجود، بلکه ارتقای یک سرمایه انباشته است؛ سرمایهای که میتواند در سطح ملی و حتی منطقهای، نقش مرجعیت فکری ایفا کند.
شما در گفتگوهای قبلی خود با خبرگزاریها، بارها از «نشر مرجع» سخن گفتهاید. دقیقاً مقصود شما چیست؟
نشر بهمثابه مرجعیت فکری، نه صرفاً تولید کتاب
در سالهای اخیر، نشر در ایران تا حدی به تولید محصول تقلیل یافته است. تعداد عناوین بالا رفته، اما گاهی انسجام فکری و راهبرد کلان کمتر دیده میشود. از دید من، نشر مرجع یعنی: داشتن نقشه معرفتی، تعریف اولویتهای فکری، شناسایی خلأهای نظری، تولید آثار جریانساز، و ساختن یک «هویت دانشی منسجم». به باور و تجربه من، دفتر تبلیغات اسلامی از انگشتشمار نهادهایی است که توانایی این کار را دارد؛ زیرا پشتوانه پژوهشی دارد. وقتی پژوهشکدهها، استادان حوزه و دانشگاه، و شبکه نویسندگان با یک کلانسیاست نشر هماهنگ شوند، نتیجه صرفاً کتاب نیست؛ نتیجه شکلگیری یک جریان فکری است.
اگر بخواهید تصویری واقعبینانه از وضعیت امروز نشر ایران ارائه دهید، آن تصویر چگونه است؟
وضعیت امروز نشر ایران؛ واقعیتها و فرصتها
نشر ایران امروز در یک تقاطع ایستاده است. از یک سو با چالش اقتصادی روبروست؛ یعنی افزایش قیمت کاغذ، نوسانات ارزی، هزینههای چاپ و صحافی، و کاهش قدرت خرید مخاطب، فشار سنگینی ایجاد کرده است. ناشر ناچار است بین کیفیت، شمارگان و بهای کتاب، تعادل دشواری برقرار کند.
از سوی دیگر، با تغییر رفتار مخاطب روبروست؛ یعنی نسل جدید کمتر حوصله متنهای طولانی و پیچیده را دارد. رسانههای دیداری، شبکههای اجتماعی، و محتوای کوتاه، زمان خواندن را تحت تأثیر قرار دادهاند.
رقابت دیجیتال را هم باید به آن افزود؛ یعنی کتاب دیگر تنها رسانه انتقال دانش نیست. پادکست، ویدئو، کلاسهای برخط، خلاصهکتابها و حتی ابزارهای هوش مصنوعی، میدان را متکثر کردهاند. اما در دل همین شرایط، فرصتهای تازهای هم وجود دارد: مخاطب هنوز به محتوای عمیق نیاز دارد. دانشگاه و حوزه همچنان به منابع معتبر احتیاج دارند. جهان اسلام تشنه تولیدات علمی بومی است. زبان پارسی ظرفیت منطقهای دارد. منتها، مسئله این است که چگونه باید این فرصتها را فعال کنیم.
بنابراین، جایگاه دفتر تبلیغات اسلامی در این میدان و عرصه چیست؟
دفتر تبلیغات اسلامی و نقش تمدنی آن
مرکز نشر دفتر تبلیغات اسلامی با برخورداری از زیرمجموعه نشرهای موفقی چون بوستان کتاب، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و دانشگاه باقرالعلوم (ع) یک ناشر معمولی نیست. این مجموعه، در دل حوزههای علمی شکل گرفته است. تجربه رویارویی با مسائل فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی را دارد. پژوهشهای بنیادی در حوزه فقه، فلسفه، کلام، حقوق، ادبیات، هنر و مطالعات اجتماعی انجام داده است. شبکهای از پژوهشگران جوان و پیشکسوت را در اختیار دارد. بنابراین اگر این ظرفیت بهدرستی سامان یابد، دفتر تبلیغات اسلامی میتواند به قطب «تولید نظریه در علوم انسانی اسلامی» تبدیل شود؛ نه فقط در ایران، بلکه در سطح منطقه.
شما در این سالها، تجربه انتشار پنجهزار عنوان کتاب را دارید. در دوره جدید، اولویت شما کمیت است یا کیفیت؟
کیفیت در برابر کمیت
روشن است که کمیت بدون کیفیت، آمار است؛ نه اثرگذاری. کیفیت بدون استمرار هم به فراموشی میانجامد. من به تعادل باور دارم، اما با محوریت کیفیت؛ یعنی: ویرایش علمی دقیق، داوری محتوایی چندمرحلهای، طراحی حرفهای، هویت بصری یکپارچه، و استانداردسازی فرایند تولید. نشر باید از یک فعالیت پروژهای، به یک نظام حرفهای تبدیل شود.
به نظر شما، هوش مصنوعی چه نسبتی با نشر دینی یا بهطورکلی نشر علوم انسانی و اسلامی دارد؟
هوش مصنوعی و آینده نشر
هوش مصنوعی تهدید نیست؛ ابزار است. اما اگر ناشر نسبت خود را با آن تعریف نکند، عقب میماند. کاربردهای آن میتواند شامل نمایهسازی هوشمند، استخراج کلیدواژه، کمک به ویرایش اولیه، تحلیل دادههای فروش و پیشنهاد موضوعات پرتقاضا باشد. اما دقت کنید تولید فکر، همچنان انسانی است. در نشر دینی، اصالت با فهم عمیق متن و سنت است؛ این را ماشین نمیتواند جایگزین کند.
چگونه میتوان نسل جوان را با متون علوم انسانی و اسلامی و بهکل مطالعه آشتی داد؟
مخاطب جوان و زبان امروز
با سه اقدام: سادهسازی بدون سطحیسازی، تولید آثار مسئلهمحور، خلق نسخههای مکمل (خلاصه، درسگفتار، محتوای چندرسانهای). ما باید زبان را بهروز کنیم، اما محتوا را رقیق نکنیم.
نمایشگاه کتاب تهران همچنان مهمترین رویداد نشر ایران است. امسال هم با توجه به شرایط جنگ تحمیلی، قرار است مجازی برگزار شود. نگاه شما چیست؟
نمایشگاه کتاب و بازار فروش
در هر حال، نمایشگاه مجازی سختیهای خاص خودش را دارد. به نسبت نمایشگاه حضوری، امکانات بسیاری را هم از ناشر و مخاطبان میگیرد. امیدوارم نسخه سامانه نمایشگاهی امسال بهروز شده باشد و امکانات بهتری به آن افزوده شده باشد. ضمن آنکه سرعت اینترنت، خدمات پست و ارتباط بانکی هم خیلی شرط است. یادمان باشد نمایشگاه دیگر صرفاً محل فروش نیست؛ محل برندینگ و ارتباط مستقیم با مخاطب است. دفتر تبلیغات اسلامی باید از این فضا برای معرفی هویت علمی خود، گفتوگو با مخاطبان، و ایجاد شبکه ارتباطی استفاده کند، نه فقط برای فروش مقطعی.
آیا برنامهای برای حضور بینالمللی دارید؟
ترجمه و بازار منطقهای
بله، و این یک ضرورت است. آثار علوم انسانی اسلامی میتوانند به عربی، اردو، انگلیسی و حتی روسی ترجمه شوند. ایران در حوزه تولید فکر دینی ظرفیت بالایی دارد؛ اما تا زمانی که ترجمه نظاممند نداشته باشیم، این ظرفیت جهانی نمیشود.
اگر بخواهید چشمانداز پنجساله مرکز نشر را ترسیم کنید، چه میبینید؟
آیندهای که میبینید
مرکزی که: دارای نقشه معرفتی روشن است؛ در هر حوزه، آثار مرجع دارد؛ بهلحاظ فنی استاندارد و حرفهای است؛ مخاطب دانشگاهی و حوزوی به آن اعتماد دارد؛ در فضای دیجیتال حضور فعال دارد و در منطقه شناخته شده است. اگر بتوانیم نشر را از «چاپ کتاب» به «تولید مرجعیت» ارتقا دهیم، مأموریت خود را انجام دادهایم.